دلایل واگرایی و ناکارآمدی «اکو»/ ضعف دیپلماسی اقتصادی ایران به عنوان کشور مادر

اختلافات سیاسی، اقتصادی و مذهبی در کنار رقابت های ناسالم میان اعضای سازمان همکاری اقتصادی و همچنین ناکارامدی دیپلماسی اقتصادی ایران، منطقه ثروتمند اکو را نیمه جان کرده است.

 دومین نشست رؤسای مجالس کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی «اکو» به میزبانی اسلام‌آباد برگزار در روز سه شنبه هفته گذشته با بررسی موضوعاتی مانند پاندمی کرونا، تسهیل تجارت ترانزیت و گردشگری در منطقه اکو برگزار شد.

«عارف علوی» رئیس جمهور پاکستان طی سخنانی در مراسم افتتاحیه این اجلاس بر ضرورت تقویت همکاری‌های منطقه‌ای کشورهای عضو اکو در راستای تحقق رفاه جمعی تاکید کرد.

محمدباقر قالیباف ریس مجلس جمهوری اسلامی ایران نیز هم که به صورت مجازی و آنلاین در این اجلاس شرکت کرده بود، از آمادگی مجلس برای تسهیل همکاری‌های اعضای اکو خبر داد.

در همین راستا و بر اساس اهمیت نشست رؤسای مجالس و اعلام «ترویج مشارکت پارلمانی برای اجماع منطقه‌ای»، به بررسی مسائل و چالشهای این سازمان و نقش ایران در اکو می پردازیم.

منطقه اکو یکی از غنی ترین مناطق دنیا به شمار می رود که از پتانسیلها، فرصت ها و بسترهای همکاری مطلوبی در حوزه های مختلف به ویژه بخش انرژی برخوردار است، اما در طول سالها به دلیل اختلافات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و برون مرزی کشورهای عضو به همراه ناکارآمدی دیپلماسی اقتصادی ایران، هنوز نیمه جان است.

 کشورهای این منطقه از جمله ایران، پاکستان، ترکیه، افغانستان، قرقیزستان، قزاقستان، تاجیکستان، جمهوری آذربایجان و ترکمنستان در چارچوب سازمان همکاری اقتصادی (اکو) در زمینه های تجارت، حمل و نقل و انرژی با یکدیگر همکاری دارند.

با نگاهی به تاریخچه این سازمان، در میابیم که بیش از پنج دهه پیش، سه کشور ایران، پاکستان و ترکیه که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و استقلال شش  جمهوری مسلمان نشین  آسیای مرکزی و قفقاز این فرصت فراهم گردید بود و از دیرباز دارای پیوندهای تاریخی با یکدیگر بودند، تصمیم به تشکیل سازمانی جهت همکاری‌های منطقه‌ای گرفتند و به همین منظور، وزرای خارجه آنها، اجلاسی را جهت آغاز همکاری مشترک تحت عنوان «همکاری عمران منطقه‌ای» در راستای بهبود خطوط حمل و نقل هوایی در داخل منطقه، مبادله آزاد کالا از طریق توافقنامه های تجاری، توسعه صنعت توریسم، اجرای طرح‌های اقتصادی و صنعتی مشترک و … برگزار کرده و سازمانی را با نام «آر سی دی» و پس از چندین سال که یکی از دلایل آن پیروزی انقلاب اسلامی بود، فعالیت آنها دچار وقفه گردید و سرانجام در سال ۱۳۶۴ این سازمان با نام «اکو» مشغول به کار شد.

عده ای از کارشناسان معتقدند که ایران نه تنها از بنیانگذاران این سازمان و از محورهای اصلی و تعیین کننده در این منطقه در نظر گرفته شده، بلکه نقش بسیار اساسی در ادامه تداوم و برقراری و حیات فعالیتهای این سازمان داشته به طوری که اگر ایران نقش آفرینی چند جانبه و منطقه ای و بین المللی نمی کرد، حیات اکو به خطر می افتاد. 

این کارشناسان همچنین بر این باورند که جایگاه ایران در بازار انرژی و منابع چشمگیر انرژی و امکان انتقال آن به بازارهای جهانی، اهمیت و اعتبار ایران را در منطقه بسیار افزایش داده به طوری که جمهوری اسلامی توافقنامه های چند جانبه متعددی را با کشورهای این منطقه امضا کرده است.

 ایران در عرصه انرژی به خصوص گاز در میان کشورهای غرب آسیا از موقعیت بالایی برخوردار است که همین موقعیت کشورهای همسایه را به خرید و بهره برداری از این منابع ترغیب می کند. خطوط انتقال گاز ایران به برخی کشورها مانند پاکستان و عراق که فاقد گاز هستند، موجب شده تا مشتریان ثابتی در این زمینه وجود داشته باشد، کما اینکه ترکیه نیز یکی از مشتریان اصلی گاز ایران است. بنابراین ایران از این طریق و با صادرات این بخش از انرژی و نیاز به فروش آن موجب سودآوری می شود.

 ایران در عرصه انرژی به خصوص گاز در میان کشورهای غرب آسیا از موقعیت بالایی برخوردار است که همین موقعیت کشورهای همسایه را به خرید و بهره برداری از این منابع ترغیب می کند

در زمینه نفت نیز ایران از صدها نوع مشتقات نفتی و مواد لازم برای صنایع مختلف و عرصه پلیمری برخوردار است که با تبدیل نفت به این مشتقات، هم ارزش افزوده ای را نصیب خود می کند و هم مشتریانی که در اطراف خود مشکلات مربوط به حمل و نقل دارند. در واقع مشتریان ثابتی که علاقه مند به استفاده از نفت ایران در عرصه پتروشیمی و دیگر محصولات پالایشگاهی هستند در این زمینه متوجه ایران خواهند شد.

 تکمیل موقعیت ژئواکونومیک و ژئوپلیتیک ایران نیز از طریق اکو اتفاق خواهد افتاد

در حقیقت، ایران از موقعیت ژئواکونومیک و ژئوپلیتیک خاصی در غرب آسیا برخوردار است که اگر در عرصه های تراتزیت کالا، گردشگری، انرژی و تولید محصولات کشاورزی به درستی عمل کند، زمینه های بهره برداری افزایش یافته و تبدیل به یکی از ثروتمندترین کشورها در جهان می شود.

 علاوه بر مهم بودن جایگاه ایران برای اکو، تکمیل موقعیت ژئواکونومیک و ژئوپلیتیک ایران نیز از طریق این سازمان اتفاق خواهد افتاد. در چارچوب سازمان همکاری اقتصادی، روابط ایران و کشورهای همسایه امکان و توانایی گسترش و پیشبرد دارد و تمهیدات لازم برای گسترش روابط اقتصادی فراهم شده است. بنابراین اگر این سازمان وجود نداشت، ایران ناگزیر بود که از صفر شروع کند و یک سلسله تمهیدات اداری که این نوع سازمانها می توانند ایجاد کنند را برای مبادلات اقتصادی خود فراهم آورد.

در چارچوب سازمان همکاری اقتصادی، روابط ایران و کشورهای همسایه امکان و توانایی گسترش و پیشبرد دارد و تمهیدات لازم برای گسترش روابط اقتصادی فراهم شده است

همچنین، اکو مسائلی از جمله بیمه کالاها، همکاریهای بانکی و گمرکی و عوارض آن به همراه ضرورت های همسان سازی و هماهنگ کردن سیاستهای گمرکی را تسهیل کرده و خوشبختانه طی جلساتی که با حضور سران، وزرای خارجه و بازرگانی کشورهای عضو برگزار شده، این امکان برای کشورهایی که تمایل به گسترش مراودات اقتصادی دارند، فراهم گردیده است.

در این راستا، اما برخی دیگر از تحلیلگران مسائل بین المللی این سوال را مطرح می کنند که چرا اکو باید بعد از این همه سال یعنی سه دهه که از تشکیل آن می گذرد، هنوز نیمه جان باشد؟ ایران کشور مادر در این سازمان است و در واقع اگر قرار باشد اتفاقاتی در منطقه شکل بگیرد، باید ایران در آن نقش محوری داشته باشد در صورتی که مشکلات داخلی ساختاری، موازی‌کاری ها و اختلالات و تداخل در وظایف وزارت امور خارجه و سایر نهادها موجب برخی مشکلات از سوی ایران شده است. 

مشکلات درون ساختاری، موازی‌کاری ها و اختلالات و تداخل در وظایف وزارت امور خارجه و سایر نهادها موجب برخی مشکلات از سوی ایران در ایجاد موفقیت های اکو شده است

از طرفی، در خود سازمان هم از نظر فنی و ساختاری و هم از نظر تکنیکی، مسائل و مشکلات عدیده ای با پیوستن هفت عضو وجود داشته است. در حقیقت، از نظر اعضا که همگی از جمله کشورهای در حال توسعه هستند و نیازهای اقتصادی تأمین نشده فراوانی دارند، اکو محل مناسبی برای رفع این نیازهای آنها نبوده و در نتیجه بیش از سی سال تجمع و گردهمایی آنها، همگرایی و همکاری های تنگاتنگی را میان آنها ایجاد نکرده است.

رقابت های ناسالم، اختلافات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و مذهبی که در طول سالها میان اعضا مشاهده شده، موجب شده تا به طور کلی وضعیت همکاری منطقه ای این سازمان با توجه به جمعیت، وسعت و پتانسیلهای فراوان موجود، با جایگاه حقیقی در سطح جهان و وضعیت ایده آل از نظر همکاری های درون منطقه ای فاصله زیادی داشته باشد و شخصی بودن حاکمیت در این کشورها موجب عدم ثبات در حوزه سیاست خارجی گردد.

بنابراین، گسترش همکاری های مختلف تکنیکی، اقتصادی و تجاری در این منطقه زمینه ثبات و گرایش به سوی اتحاد را میان اعضا ایجاد نمی کند، زیرا علاوه بر عوامل ذکر شده، اختلافات و درگیری های مرزی میان اعضا در کنار اختلافات ایدئولوژیکی عمیق حکومتی و از آن مهمتر در نظر گرفتن بودجه های کلان نظامی و امنیتی به خاطر موقعیت منطقه که هر یک از کشورها به نوعی با تهدیدات داخلی یا خارجی مواجه هستند، موجب می شود که آن همگرایی و همگونی مورد نیاز در میان اعضای اکو به چشم نخورد.

گسترش همکاری های مختلف تکنیکی، اقتصادی و تجاری در منطقه اکو، زمینه ثبات و گرایش به سوی اتحاد را میان اعضا ایجاد نمی کند 

همچنین، در این منطقه، به دلیل اینکه توجه به نوع منابع و محصولات صادراتی اعضا خصوصا در حوزه انرژی که عمده ترین صادرات برخی از اعضای اکو می باشد، بیشتر مشهود است، رقابت های ناسالم ایجاد می شود و رقیب بودن اعضای اکو در حوزه تجارت خارجی بیشتر قابل مشاهده می گردد. 

در پایان، می توان این عوامل را علت ناکارآمدی و عدم موفقیت در سازمان همکاری اقتصادی در طولهای سالهای گذشته دانست: عامل اقتصادی و فقدان اقتصادی توانمند به عنوان اصلی ترین عامل، متفاوت بودن شرایط جغرافیایی کشورهای عضو به لحاظ برخورداری از منابع طبیعی، انرژی و معدنی، عدم تناسب در ساختار جمعیتی به همراه رقابتهای ناسالم و عدم تشابه در نظام اقتصادی کشورها در کنار عدم توازن و هماهنگی اقتصادی. 

علاوه بر این عوامل، نباید بی اثر بودن دیپلماسی اقتصادی ایران به عنوان کشور مادر در این منطقه با توجه به ظرفیت های فوق العاده کشور نادیده گرفت در حالی که ایران و سایر اعضا می توانند مسیر مطمئنی در جهت تقویت همگرایی‌ها و به دور ماندن از آسیب‌های ناشی از تلاطمات اقتصادی بین المللی را در کنار هم ایجاد نمایند.

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.